چــــادر خاکی

به عشق چادر خاکی مادر پهلو شکسته ام ....

چــــادر خاکی

به عشق چادر خاکی مادر پهلو شکسته ام ....

چــــادر خاکی

بس که آن لبخند سحر دلفریبی ساخته است
آدمی مثل من از دنیا به سیبی ساخته است
.
خاکیان بالاتر از افلاکیان می ایستند
عشق از آدم چه موجود غریبی ساخته است

"به یاد شهید محسن حاج رضایی"


در اینستاگرام همراه شما هستم:kaniz.madar

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات

۷۵ مطلب با موضوع «ولایت» ثبت شده است

خوب نگاه کنید به چهره هایشان...

آنها که تنها به زبان نگفتند انی حرب لمن حاربکم... عاشورا را درک کردند و کوشیدند و

مصداق «الذین بذلوا مهجهم دون الحسین علیه السلام » شدند.

.

.

.

  • کنیز حضرت مادر سلام الله

زن مردانگیش که بالا میزند،دنیا زیر و رو میشود میان دستان ظریفش..
تهدید نکن آقای مرد !!
خاک زنِ مسلمان را ،شخم زدن کار تو نیست...
زنان این سرزمین بذر غیرت را در وجب به وجب آن کاشته اند...
زنان این سرزمین نان شبشان را لقمه رزمنده هاشان کردن ...
تهدید نکنید ...!!
بترسید از این خاک،بترسید از این دین ،بترسید از غیرت زنان های پشت خاکریز .... .

  • کنیز حضرت مادر سلام الله

واژه در واژه از دل میدان

غزلی را سپید آوردند

باز هم از مدافعان حرم

یک جوان شهید آوردند

یک جوان با هزار شور و شعور

روز آخر ولی «زهیر» شده

زیر تابوت، مادرش می‌گفت:

پسرم عاقبت به خیر شده…

مثل ابر بهار می‌بارید

غربت ماه در دل شب را

پسر با تعصبم می‌گفت :

نکند قبر عمه زینب را…

عاقبت طاقتش تمام شد و

دل به دریا زد و فدایی شد

پسر کربلا نرفته‌ی من

سوریه رفت و کربلایی شد

شهید والا مقام محمد براتی

  • کنیز حضرت مادر سلام الله

روزنامه های زنجیره ای کوفه

درشت تیتر زدند

اگر می خواهید

چرخ اقتصادتان بچرخد

باید شمشیرهایتان

علیه حسین

بچرخد!

کوفیان برای اقتصادی بهتر

به لشگر پسر زیاد پیوستند

  • کنیز حضرت مادر سلام الله

ما معذرت می خواهیم...

ما نسل به نسل و جد اندر جد که نصف اجدادمان در آن قحطی معروف انگلیسی از شدت گرسنگی مردند

و حتی ملخی هم برای خوردن پیدا نکردند تا بشویم عجم ملخ خور معذرت می خواهیم....

ما از طرف اجدادمان که بساط قلیان هایشان را جمع کردند و تاجر معروف بریتانیایی را به سمت ورشکستگی بردند معذرت می خواهیم...

ما بابت اعدام شیخ فضل الله و حتی اعدام نشدن مدرس و میرزا شیرازی و ملا علی کنی معذرت میخواهیم....

ما از طرف کیهان و وطن امروز بابت اسم رمز کودتا که صبح 28مرداد32 از بی بی سی پخش شد معذرت میخواهیم...

ما بابت تقسیم سیستان و تاسیس پاکستان و جدایی بحرین معذرت میخواهیم...

ما بابت تحریم هایی که بیمارانمان را لنگ یک بسته قرص وسط راهروهای بیمارستان نگهداشت معذرت میخواهیم...

ما از طرف آنها که امروز باتوم خوردند و دانشجویانی که وسط مرگ بر انگلیس گفتن دستگیر شدند شما را به همان دو ایرانی که موقع حمله به سفارت ایران در بریتانیا کشته شدند قسم میدهیم که ما را ببخشید...

ما تا عقربه تاریخ می چرخد و ثانیه شماری حرکت میکند معذرت میخواهیم...

ما به نمایندگی از همه بردگان و سیاه پوستانی که زیر شلاق های استعمار کمتر کار کردند و پیشرفتتان را ثانیه ای عقب انداختند معذرت میخواهیم...

ما بابت احمد متوسلیان که گفته بود تا زدن پرچم لا اله الا الله بر افق جهان حق استراحت ندارید و بابت خمینی که گفته بود تا کفر هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم معذرت میخواهیم...

ما از طرف فلان نیروی امنیتی بابت پسرفتمان که 62 سال قبل پیش پای نخست وزیر آمریکا سه دانشجو دانشگاه تهران را به گلوله بستند و حالا پیش پای نخست وزیر شما سه دانشجو پلی تکنیک را به باتوم بستند و دستگیر کردند معذرت میخواهیم...

سفیر بریتانیا...حالا آفتاب برای شما در جمهوری اسلامی هم غروب نمی کند...بابت تاخیر در طلوع آفتابتان معذرت میخواهیم...!

  • کنیز حضرت مادر سلام الله

تو اشتباه نکرده بودی... اگر آقا را "بابا" خطاب کردی ؛ 

اگر دلت خواست همه ی بادام زمینی هایت را در 

مشت ایشان جا کنی! 

اگر به مادر تشر میزدی که "خامنه ای دات آی آر " نه!!! "حضرت آقا دات آی آر" !!! 

نه... تو اشتباه نکرده بودی و اینها را نمیتوان پای شیطنت های کودکانه ات گذاشت... 

تو اشتباه نکرده بودی .. اتفاقا خوب حواست بود !

و چقدر خوب گفتی: " خوب بابای همه است دیگه" 

حضرت آقا هم اشتباه نمیکنند! 

اتفاقا خوب حواسشان هست به الفاظی که ادا میکنند ، به القابی که میدهند 

وقتی تو را "پری" خطاب کردند ، 

میدانستند که روزی مثل حالا ، قرص ماه صورت تو داخل چادر این چنین دلربایی میکند...

 

سالروز آسمانی شدن پدرت مبارک ؛ عروسک شیرین زبان ؛ پری کوچک حضرت آقا 

شعرنوشت: 

پری تو را چه بنامم؟همین پری خوب است؟

و یا برای تو تشبیه بهتری خوب است؟

  • کنیز حضرت مادر سلام الله

ﻣﻦ ﺍﺳﯿﺮ ﻗﻔﺴﻪ ﺳﯿﻨﻪ ﺷﻬﯿﺪﯼ ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﺧﻨﺪﻕ، ﻣﺮﺩﮎ

ﺑﻌﺜﯽ ﺭﻓﺖ ﻭ ﻣﯿﻠﻪ ﭼﻮﺑﯽ ﭘﺮﭼﻢ ﻋﺮﺍﻕ ﺭﺍ ﺻﺎﻑ ﻓﺮﻭ ﮐﺮﺩ ﺩﺭ ﻗﻔﺴﻪ ﺳﯿﻨﻪ ﺁﻥ

ﺷﻬﯿﺪ ﮐﻪ… 

ﺳﯿﺪﻧﺎﺻﺮ ﺣﺴﯿﻨﯽﭘﻮﺭ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺩﻝ ﻣﺎﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﯿﺪ، ﺣﺘﯽ ﺍﺳﻤﺶ

ﺭﺍ ﻫﻢ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩﻩ ﺩﺭ ‏«ﭘﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪ !« ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺮﻭ ﺻﻔﺤﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ

ﮐﻦ ﮐﻪ ﺷﻬﯿﺪ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ، ﺣﺘﯽ ﺍﺳﻤﺶ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺮﺱ ﻧﻤﯽﺑﺎﺷﺪ !

ﺭﻭﺿﻪ ﺑﺎﺯ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ، ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﻗﻔﺴﻪ ﺳﯿﻨﻪ ﺷﻬﯿﺪ ﻣﻤﻠﮑﺘﺖ،

ﺑﺸﻮﺩ ﺑﺨﺸﯽ ﺍﺯ ﺧﺎﮎ ﺩﺷﻤﻦ، ﻣﺤﻞ ﻧﺼﺐ ﭘﺮﭼﻢ ﺩﺷﻤﻦ ! 

ﺩﻣﺖ ﺍﺳﺎﺳﯽ ﮔﺮﻡ ﺳﯿﺪﻧﺎﺻﺮ ﺣﺴﯿﻨﯽﭘﻮﺭ ﮐﻪ ﺑﺎ ﭘﺎﯾﯽ ﺑﺪﻭﻥ ﺳﺎﻕ ﭘﺎ

، ﺑﺎ ﻣﭻ ﭘﺎﯾﯽ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﺗﮑﻪ ﭘﻮﺳﺖ ﻭ ﮔﻮﺷﺖ، 

ﺑﺎ ﺑﺪﻧﯽ ﺩﺭﺏ ﻭ ﺩﺍﻏﺎﻥ ﻭ ﺧﻮﻥ ﺁﻟﻮﺩ، ﺗﻠﻮﺗﻠﻮ ﺧﻮﺭﺩﯼ ﻭ ﮐﺸﺎﻥ ﮐﺸﺎﻥ، 

ﺩﺍﻣﻦ ﮐﺸﺎﻥ، ﺑﯽﻫﻮﺵ، ﺭﻓﺘﯽ ﻭ ﺁﻥ ﻣﯿﻠﻪ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻗﻔﺴﻪ ﺳﯿﻨﻪ

ﺷﻬﯿﺪﯼ ﮐﻪ ﻧﺎﻣﺶ ﺭﺍ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻧﮕﻔﺘﻪﺍﯼ، ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﯼ…

ﺍﺣﺴﻨﺖ ﺑﻪ ﻏﯿﺮﺗﺖ ﺟﻮﺍﻧﻤﺮﺩ !

ﻣﯽﺩﺍﻧﯽ ! ﭘﺎﯼ ﺁﺩﻡ، ﭼﻨﺪ ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮ ﺁﻧﻄﺮﻓﺘﺮ ﺍﺯ ﺧﺎﮎ ﮐﺮﺑﻼ ﺟﺎ ﺑﻤﺎﻧﺪ،

ﻃﻮﺭﯼ ﻧﯿﺴﺖ، ﺍﯾﻦ ﺑﺪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺑﯽﺗﺪﺑﯿﺮﯼ ﺁﺷﮑﺎﺭ، ﻋﻘﻞﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ

ﮐﻔﺮﺳﺘﺎﻥ ﻋﺎﻟﻢ ﺟﺎ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺭﻭﺷﻦ، 

ﭘﺮﭼﻢ ﺍﺟﻨﺒﯽ ﺭﺍ ﺩﺭﻭﻥ ﻗﻔﺴﻪ

ﺳﯿﻨﻪ ﺻﻨﻌﺖ ﻫﺴﺘﻪﺍﯼ ﮐﺸﻮﺭ ﻓﺮﻭ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ! ﺍﯾﻦ ﺑﺪ ﺍﺳﺖ ! 

ﺑﺎﺯﯼ ﺑﺎ ﺧﻮﻥ ﺷﻬﺪﺍﯼ ﻫﺴﺘﻪﺍﯼ ! ﺍﯾﻦ ﺑﺪ ﺍﺳﺖ....

  • کنیز حضرت مادر سلام الله

 از "باغ پسته" گرچه نصیبی نبرده ایم
از "سبز" تا "بنفش"، فقط حرص خورده ایم


کمتر شده است حوصله هاتان، مجال تان
بدجور سرد و گرم شده "اعتدال" تان


"تدبیر" اثر نکرد و فریاد می کشید
سیگارهای "دوم خرداد" می کشید


بازی برد-برد شما را کسی نبرد
یعنی شبیه ما، احدی از خودی نخورد


ما روی شاخه ی خودمان هم تکیده ایم
سرهنگ های تازه به دوران رسیده ایم


سرهای انقلابی ما، روی دارها
لبخند می زنند سیاست مدارها


برعکس خندهاش که اصلا "ظریف" نیست
با ما کسی حریف نبود و حریف نیست


نه، اسم روزنامه ی ما حزب باد نیست
دیگر به "آرمان" شما "اعتماد" نیست


آمار می دهند به ما مختصات ها
که رو به راه تر بشود "ارتباط" ها


ما "بی سواد"، ما به "جهنم" ، نه به درک
ما مانده ایم و فحش شما، بی ثبات ها


با "ابن سعدها" به توافق نمی رسیم
جز اینکه بسته تر بشود این "فرات" ها


از منطق "چماق و هویج" جناب تان
تا رویکرد قمه به دستی لات ها


با "کدخدا" قدم زدنت را شنیده ایم
ای کاش مستقیم شوند این "صراط" ها


"من انقلابی ام" که سرم درد می کند
با احترام به همه ی "دیپلمات ها"



شعر خوانی مرتضی عابدپور لنگرودی در تجمع دانشجویی من انقلابی ام

خون دل نوشت :

خون دل میخوریم این روز ها

 از یه طرف برای مردم بی گناه یمن

 از یه طرف برای تدبیر و اعتدال ومذاکرات آقایان......

 آقا یابن الحسن بیا  بسه دوری آقا بسه ....

  • کنیز حضرت مادر سلام الله

 غنچه های یمنی قبل از شکفتن پر پر میشوند

 زیر پای آل سعود ...

ومن چه راحت  پای رو پای انداخته و اخبار را تماشا میکنم ...

به چه رویی از نسیم بهاری لذت ببرم ؟؟

که کودکان یمنی  رویای کودکانه شان بر باد می رود ...!!

و من چگونه لبخند بزنم  در حالی که مادری در همسایگی مان

جسد سوخته جسد کبود جسد سیاه شده و درد کشیده

فرزندش را در آغوش کشیده می گر ید می گرید می گرید ؟؟

حواس دنیا کجاست ؟؟

آقا جان یاین فاطمه آیا وقت ظهورت نرسیده ؟؟

"لعنت خدا بر آل سعود"

بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ؟؟؟

  • کنیز حضرت مادر سلام الله

تشکر میکنم ...

مواضع دولتمان از مجاهدان دیپلماتیک

که در برابر کشور عقب افتاده ای مثل عربستان هم منفعلانه عمل میکند

از الکی خوشحال بودن

از تبریک های بی معنی

 از بیانیه ای که هیچی نیست ولی ظاهرا ارزشش از خون شهیدان بالاتر از شش هزار سانتریفیوژ

 از سه درصد غنی سازی

فردو که قرار است انبار سانتریفیوژ  باشد...

از نگفتن از یمن

از کسانی که با حرف اوباما ذوق زده میشوند

از خود قهرمان پندارها...

از کسانی که حرف رهبر را نمی فهمند ...!!

از خود همدل پندارها...

از کسانی که فقط فکر میکنند مردم باید با آنها هم دل هم زبان باشند....

وما هم چنان "دلواپس" و "دغدغه مند" میمانیم

چرا که ولی مان دغدغه دارد...

دل نوشت :

یکی دو روز پیش کسی بهم گفت

دختر را چه به سیاست !! بشین درستا بخون وکار خونتا یاد بگیر

چقدر حرف سیاسی چقدر بحث نقد دعوا بسه دیگه ..!!!

جوابش فقط با یه جمله دادم:

ما  زنده به آنیم که آرام نگیریم ...تا جون داریم و توانا داریم پای آرمان ها و پای ولی مون خواهیم موند...

صرفا جهت اطلاع :

 اون وبلاگ هایی که پیوند وبلاگم هستن

واز یک ماه بیشتر  که به روز نشدن حذف میشن

با عرض پوزش از نویسندگان محترمشون.

 و اینکه

تقاضا دارم قاب نگاهتون را برای لحظاتی به قسمت

 عکاسی ویلاگم بسپارید

انشاءالله با یاد شهدا من را هم دعا کنید.

  • کنیز حضرت مادر سلام الله